اندر خطرات کوهنوردی (به مناسبت روز جهانی کوهستان)
.......
امروز توی تقویم روز جهانی کوهستانه. همین تقویم روی میزم، از صبح داره به من یادآوری می کنه که باید یه چیزی تو وبلاگم بنویسم. اول برای اینکه مطمئن بشم، یه جستجوی کوچیک کردم و فهمیدم که این روز واقعا وجود داره و از قرن 19 بین دانش آموزان و دانشجویان جشن گرفته می شده؛ چون در آخرین روزهای پاییز قرار داره که کوهها به زیباترین شکل ممکن در میان. در این روز، بچه ها درس و کلاس رو تعطیل می کردن و به دامان کوه می رفتن. تا اینکه در سال 2003 سازمان ملل این روز رو رسما روز جهانی کوهستان نامگذاری می کنه.
اما برنامه ی دو هفته پیش... جمعه 11 آذر، من و دو تا از دوستهای خوبم رفتیم توچال. شب قبلش کولاک شده بود و برف زیبایی باریده بود که فرود رو بسیار لذت بخش می کرد. توی پناهگاه شیرپلا که بودیم، شنیدیم که یک نفر دیشب از سرما جان داده. من فکر می کردم جسدش یه جای پرت و دور از مسیر پیدا شده. اما موقع بازگشت از مسیر اوسون، اون رو سر راهمون دیدیم که از سرما توی خودش جمع شده بود و کفشهایش رو هم -متاسفم که می گم- دزدیده بودند. از دیدن اون جسد سر راهم و در حالی که 30 دقیقه بیشتر تا شیرپلا فاصله نداشت منقلب شدم. به یاد دانشگاه افتادم که در دوران تحصیل من، حداقل سه تا از دانشجوهاش رو توی کوه های نه چندان خطرناک اطراف اصفهان از دست داده بود: احسان جمشیدی مرحوم در شاهکوه، پسری به نام ریاحی در همین سیدمحمد کوچیک خودمون، و یکی از سال پایینی های عمران در کوه صفه. آخه چرا؟
کوهنوردی ورزش لذت بخشیه. اما اگر با "ناآگاهی" و ندانم کاری ترکیب بشه، تبدیل به ورزش خطرناکی می شه که به راحتی می تونه جون آدمها رو بگیره. چرا وقتی می تونیم با در نظر گرفتن یه سری نکات، کوهنوردی رو در کنار خطراتش یه ورزش لذت بخش کنیم، جونمون رو به همین راحتی از دست بدیم؟ چرا بی توجه باشیم و یک عمر پشیمون؟ چرا حالا که نعمت سواد رو داریم، و اینترنت، و شاید هم چند تا کتاب خوب توی کتابخونه مون، نریم جستجو کنیم و بخونیم و یاد بگیریم؟
ما در قبال "ندونستن" خودمون مسئولیم، و از اون بدتر "دونستن و عمل نکردنه". به امید اینکه روزی بیاد که دیگه هیچ انسانی جونش رو به خاطر بی توجهی از دست نده.
برگرفته از
دونا : زيرپل سيدخندان - نبش شقاقي - ساختمان 1000 - بلوك2 - واحد2