جوجه تیغی دلم...
قلب تو کبوتر است ...
بالهایت از نسیم...
قلب من سیاه و سخت
قلب من شبیه....
بگذریم...
دور قلب من کشیده اند
یک ردیف سیم خاردار...
پس تو احتیاط کن
جلو نیا، برو کنار...
توی این جهان گنده، هیچ کس
با دلم رفیق نیست...
فکر می کنی...
چاره دلی که جوجه تیغی است،
چیست؟
مثل یک گلوله جمع می شود
جوجه تیغی دلم
نیش می زندبه روح نازکم
تیغ های تیز مشکلم
راستی تو جوجه تیغی دل مرا
توی قلب خود راه می دهی؟
او گرسنه است و گمشده
تو به او پناه می دهی؟
باورت نمی شود ولی
جوجه تیغی دلم
زود رام می شود
تو فقط سلام کن
تیغ های تند و تیز او
با سلام تو...
تمام می شود.
عرفان نظر اهاری
+ نوشته شده در ساعت توسط کیانوش فرهادی نژاد
|
دونا : زيرپل سيدخندان - نبش شقاقي - ساختمان 1000 - بلوك2 - واحد2