"بی همگان به سرشود بی تو به سر نمی شود   

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود" مولانا

 

خنده تو برده دلم گفت وشنودت ای صنم         

دل ز حریم امن تو جای دگر نمی شود

 

نگه چو می کنی بتا یاد رخت یاد خدا     

حرف تو در گوش دلم نقل دگر نمی شود

 

خود به طرب ببرده ای صد چو مرا ز دین و دل  

ای به فدای تو مرا وصل دگر نمی شود

۲۶-۲-۹۱