اورست را باید به اهل فن واگذار کرد
12 ژوئن 2010 – نویسنده : آلکس هیبرت ( در سال 2008 ، آلکس هیبرت طولانی ترین سفر قطبی کاملا بدون پشتیانی در تاریخ را انجام داد. کتابش تحت عنوان The Longest Haul منتشر شده است.)
در ماه گذشته با تنها چند روز فاصله از هم ، یک کوه نورد مبتدی بریتانیایی 22 ساله ، بونیتا نوریس و پسربچه آمریکایی 13 ساله جوردن رومرو هر دو مرتفع ترین قله جهان را فتح کردند. که تنها دو تا از ده ها صعود امسال اورست است. موفقیت های آنان با گزارش های متدوال تر غیرمحتمل ترین افرادی همراه است که توانسته اند به قطب های شمال و جنوب برسند. لاجرم ، این سوال پرسیده می شود : " پس آیا این کار آسان است؟"

اولین چیزی که باید به آن توجه کرد این است که هیچ اکسپدیشنی " ارزشمندتر " از دیگری نیست. هیچ سازمان نظارت کننده ای وجود ندارد که چنین اکسپدیشن هایی را – که به مفهوم کلاسیک ورزش نیستند – مقایسه و رتبه بندی کند. این چیز بدی نیست. این امر به جامعه واگذار می شود که تصمیم بگیرند چه چیزی خوب و چه چیزی بد است.
گردشگران بیشتر و بیشتری به سوی مناطق دوردست جهان رهسپار می شوند ، و چشمان آنان بر روی هدف ها بزرگ ، نمادین و باشکوه متمرکز است : اورست ... قطب جنوب ... قطب شمال. این افراد در این محیط های کارشناس و اهل فن نیستند و اکثرشان شغل های پر مشغله ای دارند. آنان به طور طبیعی به سمت شرکت هایی تمایل دارند که اکسپدیشن های راهنما دار ارائه می کنند و به آنان امکان می دهد رویا های شان را در یک بسته تمیز و با یک قیمت واحد تحقق بخشند : این شرکت ها عبارتند از Jagged Globe (www.jaggedglobe.com) ، که راهنماهای کوه نوردی برتانیایی را ارائه می کند ، Adventure Network International (www.adventure-network.com) ، برای راهنماهای قطب جنوب ، و Pirhuk (www.pirhuk.com) و VICAAR (www.northpolextreme.com) که راهنماهایی برای قطب شمال ارائه می کنند.
این ذهنیت جدیدی است که هیچ چیزی خارج از توانایی فرد عادی نیست – کوه های بزرگ و قطب ها دیگر به عنوان مناطق مسلم سیاحان نگریسته نمی شوند.هر چند نمی توانم این جاه طلبی ها را محکوم کنم ، فکر می کنم کار خطرناکی است و ارزش کل کار را می کاهد.
نمونه های بیشماری از کوه نوردان مبتدی ، بویژه در اورست ، وجود دارند که برای نجات جان شان – به راهنماهای شان اعتماد می کنند – امسال چهار کوه نورد جان داده اند که یکی از آنان پیتر کینلوچ بریتانیایی است.
قویا بر این باورم که بسیاری از افراد می خواهند بسیار زود به اوج برسند. زنان و مردانی که در دنیای اکتشاف مشهور شده اند زندگی شان را در کوه ها و مناطق قطبی گذرانده اند و در رشته شان خبره شده اند. آنان این کار را به خاطر عشق به محیط زیست انجام می دهند ؛ نه اینکه در جشن کریسمس فخرفروشی کنند. متاسفانه ، کارهای بزرگ آنان تحت الشعاع فعالیت های گردشگران یا مشتریان تجاری ثروتمندی قرار می گیرد که می خواهند یک قله یا قطب را به فهرست شان اضافه کنند.
بگذارید موضوع را روشن کنم : نوجوانی که مسیر کوتاهی را در طول یخ با کیفیت خوب تا قطب شمال از 89 درجه تحت تحت نظارت یک راهنما پیمود را نمی توان با دو روسی توانمند و بسیار سخت کوشی برابر دانست که از روسیه ( فاصله کامل ) در شب زمستانی قطبی در سال 2008 به قطب شمال رسیدند ؛ مشتریانی که هر ساله توسط راهنما ها به بالای اورست کشیده می شوند با مسنر و هابلر قابل مقایسه نیستند که در سال 1978 برای اولین بار بدون اکسیژن اضافی به قله رسیدند ؛ ده ها نفری که از ساحل اشتباهی در Hercules Inlet تا قطب جنوب را سفر کرده اند با تعداد انگشت شماری از افراد که فاصله کامل را از ساحل ، که در آنجا اقیانوس با یخ تلاقی می کند سفر کرده اند برابر نیستند.
من با بسیاری از راهنماهای کوه بین المللی – که شرایط لازم را با سال ها کار سخت بدست آورده اند – صحبت کرده ام و اکثر آنان می گویند که دیگر علاقه ای به اورست ندارند. چه وضعیت ناراحت کننده ای است زمانیکه بهترین کوه نوردان جهان علاقه خود را به مرتفع ترین کوه سیاره مان از دست می دهند.
هر چند از کار بی معنی وضع " قوانین " در مورد اینکه چه کسی باید و چه کسی نباید در چنین اکسپدیشن هایی شرکت کنند اجتناب می شود – این هفته گزارش شد که مسئولان چینی قرار است محدودیت های سنی جدیدی را بر کوه نوردانی که خواهان صعود از تبت هستند وضع کند – باید اطمینان حاصل کنیم که عموم مردم به واقعیت ها دسترسی دارند. شاید این کار پایانی باشد بر گزارش های غلط و اظهار نظرهای ملال آور " مطمئنا امروزه این کار ساده است.".
ترجمه از منبع : http://www.telegraph.co.uk/travel/activityandadventure/7820268/Everest-should-be-left-to-the-experts.html
مترجم : فریدون شیرمحمدلی http://newfarid.blogfa.com/post-733.aspx
دونا : زيرپل سيدخندان - نبش شقاقي - ساختمان 1000 - بلوك2 - واحد2