حد خواستن روح کجاست؟
برای کوهنورد ژاپنی TakeYasu Minamiura صعود دیواره برج بی نام در مجموعه برج های ترانگو آن هم بصورت انفرادی(A4 - 5.11 ) و در ظرف 40 روز پایان کار نبود.
هنگامیکه بر فراز قله ایستاد قله " برج بی نام NmaelessTower" برای او بسان یک جزیره یخی بود که حاشیه آن را اینبار نه آب که هوا پر کرده بود و از هر طرف تا 1100 متر به زمین نمی رسید.
تمام لوازم صعودش - طناب ها - ابزار همه و همه را داخل کیسه بار گذاشت و مانند یک سامورایی که پل های پشت سر خود را ویران می کند تا در مصاف به دشمن عقب نشینی نکند او نیز کیسه بار را از فراز قله به پایین پرت کرد. تا مبادا در تصمیمش خللی واقع شود.
پار گلایدر خود را آماده کرد . آن را به خود متصل کرد . مکان مناسبی را سنجید و پرواز.....
آخرین گام او پرواز بود.
تنها به 10 دقیقه هوای آرام احتیاج داشت که به زمین برسد. تنها ده دقیقه . اما تقدیر ین را نمی خواست . قرار بود تونایی انسان محک دیگری بخورد. یک جریان تند تعادل او را در فضا به هم زد. چتر را در هم پیچید و او را به دیواره کوبید. تنها خوش شانسی بیش از اندازه او بود که لبه چتر به یک دماغه گیر کرد و او معلق و آویزان مبهوت از آنچه به او گذشته بود در هوا معلق ماند.
تنها بدون هیچ ابزاری معلق بر روی یک چتر نیمه پاره بر فراز یکی از وحشی ترین دیواره های جهان . در ارتفاع 6000 متری
هیچکدام از این عوامل باعث نشد تا او خونسردی خود را از دست بدهد.
بیاد آورد هنوز بیسیم اش در جبین کاپشنش قرار دارد. بیسیم را روشن کرد و با دوستانش در کمپ اصلی تماس گرفت . خیلی ساده به آن ها گفت : من کمک می خواهم .
دوستان او چهار کوهنورد ژاپنی که تازه از تلاش بیست روزه خود Great Tango بازگشته بودند بسرع آماده به کار شدند. دو نفر از آن ها بسرعت و تا جایی که توان داشتند به سمت کمپ نظامی ارتش پاکستان حرکت کردند تا امکان امداد هوایی را ارزیابی کنند و دو نفر دیگر با جمع آوری لوازم به سمت برج بی نام حرکت کردند.
Minamiura در فاصله نزدیک به 100 متری قله میان هوا و زمین گیر کرده بود .دوستان او باید تا قله صعود می کردند و سپس از پشت قله فرود می آمدند تا به او بر روی دیواره شرقی برسند.
تنها مسیری که به آنها امکان صعود سریع را می داد مسیری بود که هشت سال قبل تیم انگلیسی صعود کرده بود و بخش زیادی ازآن طناب ثابت داشت . البته طناب ثابت هایی که هشت سال در معرض اشعه ماورا بنفش و طوفان های وحشی قره قورم قرار داشتند.
دوست Minamiura می گوید و طناب ها براستی پوسیده بودند و ما فقط برای دلگرمی یومار ها را به آن متصل می کردیم !!!
مقامات نظامی با رسیدن دو ژاپنی به مقر ارتش و آگاه شدن از موضوع اجازه پرواز شناسایی را صادر نمودند . خلبان هیلی کوپتر خود را تا بسختی ارتفاع 6000 متر بالا برد . آن ها Minamiura را دیدند که توانسته خود را بر روی یک تاقچه 2 متری بکشد. او هیچ وسیله ای برای خود حمایت نداشت و گوشه تاقچه نشسته بود. حالت دیواره طوری بود که امکان نزدیک شدن به او وجود نداشت .
با بیسیم او تماس گرفتند و خبر حرکت تیم امداد را او دادند.
Minamiura بعد ها گفت : برای بالا رفتن از آن تاقچه تا قله هیچ وسیله ای نداشتم . مسیر هم بگونه ای بود که نمی شد صعودش کرد. می دانستم ممکن است بمیرم ولی هنوز زمان آن فرا نرسیده بود . برای آخرین امکان می توانستم با چتر ذخیره از آنجا به پایین به پرم ولی این کار تنها 10 درصد احتمال موفقیت را بهمراه داشت . پس باید آنجا می ماندم و مقاومت می کردم . پرش آخرین راهکار برایم بود.
دوستان او بر روی دیواره با تلاش زیادی مشول صعود بودند. آما تا آن زمان هیچ صعودی کمتر از 10 روز بر روی این برج عظیم گرانیتی زمان نبرده بود. روز چهارم بار دیگر یک هیلی کوپتر به سمت دیواره به پرواز در آمد و برای او کیسه خوراکی پرت کردند.
کیسه به دیواره برخورد کرد و متلاشی شد و تنها چند قطره آب میوره به اطراف Y پاشید.او می گوید این اتفاق بیشتر مرا به خنده انداخت تا ناراحتم کند.او روزها و طی تماس هایی به کمپ اصلی داشت با دوستانش در باره غذا هایی که در بازگشت به ژاپن خواهندخورد صحبت می کردند و او همچنان امیدوار بود .
بعد از شش روز تیم دیواره به قله رسید و از قراز قله به سمتی که او قرار داشت فرود آمدند.
او بعد او شش روز اقامت بدون وسیله بر روی یک لبه سنگی کوچک دوستانش را دید که طناب خود حمایت را او متصل می کنند. و توانست جرعه ای مایعات گرم بنوشد.
فرود آن ها دو روز طول کشید.
چهار سال بعد باز به پاکستان بازگشت اینبار هدف او Great Trango بود . او باز ار فراز این برج عظیم با چتر به پایین پرواز کرد و اینبار پاداش خود را گرفت . فرود او بدون هیچ اتفاقی به پایان رسید.
برداشت از : http://eigerdream.blogfa.com/1383/05
دونا : زيرپل سيدخندان - نبش شقاقي - ساختمان 1000 - بلوك2 - واحد2