تائو تِ چینگ
با اين وجود معنايي كه براي اين نام گمان مي رود پسر پیر است. آن چه از او باقي مانده، همين كتاب است؛

ولي اين فضاي تهي ميان چرخ است
كه باعث چرخش آن مي شود.
از گل كوزه اي مي سازيم،
اين خالي درون كوزه است
كه آب را در خود جاي مي دهد.
از چوب خانه اي بنا مي كنيم،
اين فضاي خالي درون خانه است
كه براي زندگي سودمند است.
مشغول هستي ايم
در حالي كه اين نيستي است كه به كار ما مي آيد.

آيا مي توانيد ذهنتان را از پرسه زدن باز داريد
و آن را به يگانگي ابتدايي - با هستي - باز گردانيد؟
آيا مي توانيد بدنتان را همانند نوزادان دوباره نرم و انعطاف پذير كنيد؟
آيا مي توانيد ديد دروني تان را پاك كنيد
تا چيزي جز نور نبينيد؟
آيا مي توانيد ديگران را دوست بداريد
و آن ها را بدون تحميل خواسته هاي خود راهنمايي كنيد؟
آيا مي توانيد در برخورد با مسائل مهم و حياتي زندگي هيچ دخالتي نكنيد
و اجازه دهيد آن چه بايد، رخ بدهد؟
آيا مي توانيد از ذهن خود دست بكشيد
و بدون دخالت ذهن درك كنيد؟
داشتن بدون احساس مالكيت،
عمل كردن بدون انتظار داشتن
و راهنمايي كردن بدون سعي در حكم راندن
فضايل عالي محسوب مي شوند.

كاسه خود را بيش از اندازه پر كنيد؛
لبريز مي شود.
چاقوي خود را بيش از حد تيز كنيد،
كند مي شود.
به دنبال پول و راحتي باشيد؛
دلتان هرگز آرام نمي گيرد.
به دنبال تاييد ديگران باشيد؛
برده آن ها خواهيد بود.
كار خود ر انجام دهيد، سپس رها كنيد.
اين تنها راه آرامش يافتن است.

خوب همانند آب است،
بدون تلاش همه چيز را سيراب مي كند
و جمع شدن در پستي را هرگز حقارت نمي شمارد؛
بنابراين همانند تائو است.
نزديك به زمين زندگي كنيد.
هميشه ساده بيانديشيد.
در مشاجرات، عادل و بخشنده باشيد.
در حكومت، سعي در فرمانروايي و تسلط نداشته باشيد.
در كار، آن چيزي را انجام دهيد كه از آن لذت مي بريد.
در زندگي خانوادگي، هميشه در دسترس و حاضر باشيد.
وقتي از اين كه خودتان هستيد خوشنوديد
و از رقابت و مقايسه دست كشيده ايد،
همگان به شما احترام مي گذارند.

شكست يك فرصت است.
اگر ديگري را مقصر بداني،
پاياني براي مقصر دانستن ديگران وجود نخواهد داشت.
فرزانه به وظايفش عمل مي كند
و اشتباهاتش را اصلاح مي نمايد.
او آن چه ضروري است را به انجام مي رساند
و از ديگران چيزي طلب نمي كند.

هيچ چيز در اين جهان
چون آب، نرم و انعطاف پذير نيست.
با اين حال براي حل كردن آن چه سخت است
چيز ديگري ياراي مقابله با آب را ندارد.
نرمي بر سختي غلبه مي كند
و لطافت بر خشونت.
همه اين را مي دانند
ولي كمتر كسي به آن عمل مي كند.
فرزانه هنگام غم، آرام باقي مي ماند.
بدي به دل او راهي ندارد.
چون كمك كردن را ترك كرده
بزرگترين كمك مردم است.
كلام حقيقت متناقض به نظر مي رسد.

انسان نرم و لطيف زاده مي شود
و به هنگام مرگ خشك و سخت مي شود.
گياهان هنگامي كه سر از خاك بيرون مي آورند نرم و انعطاف پذيرند
و به هنگام مرگ خشك و شكننده.
پس هركه سخت و خشك است
مرگش نزديك شده
و هركه نرم و انعطاف پذير
سرشار از زندگي است.
سخت و خشك مي شكند.
نرم و انعطاف پذير باقي مي ماند.

برخي مي گويند آموزش هاي من بي معني است.
برخي ديگر آن را رفيع ولي غير عملي مي دانند
ولي براي كساني كه به درون نگريسته اند،
همين آموزش هاي بي معني، پر معني است
و براي كساني كه به آن عمل مي كنند همين بلندي در عمق جانشان ريشه مي گيرد.
من تنها سه چيز را آموزش مي دهم؛
سادگي، شكيبايي و شفقت.
اين سه گرانبهاترين گنج ها هستند.
ساده در اعمال و افكار،
به منبع وجود باز مي گرديد.
شكيبا با دوستان و دشمنان هردو،
با همه چيز هماهنگي مي يابيد.
مهربان با خود
با همه ي موجوداتِ جهان در صلح و آشتي خواهيد بود.
اسم خانوادگی " لائو دان" " لی" و اسم کوچکش " ار" بود و مردم معمولا وی را " لائو زی" می نامیدند. وی در اواخر دوره بهار و پاییز( سال 770 ق ل --- سال 476 ق ل) در کشور " چو" زندگی می کرد. " لائو دان" یکی از مقامات مدیریت بر کتاب های سلسله " جو" بود . به همین دلیل دانش" لائو دان" فراوان بود و شهرت داشت . هنگامی که " کنفوسیوس جوان بود، به دیدار " لائو دان" رفت . " لائو دان" متوجه بود که دربار سلطنتی سلسله " جو" روزبروز ضعیف تر می شود . سپس شهر " لو یانگ" را که پایتخت بود ترک گفت . هنگامی که وی از گذرگاه" هان گو" عبور می کرد، کتاب " دائو ده جینگ" را نوشت و سوار بر گاوی سبزرنگ از گذرگاه عبور کرد و مشخص نشد در کجا درگذشته است.

کتاب " دائو ده جینگ" اسم دیگر " لائو زی" است و جمعا بیش از 5000 کلمه دارد و موضوع آن بسیار عظیم است و میراث مهم در فرهنگ قدیمی چین به حساب می آید. معنی اصلی" دائو" راه است .در آنوقت بعضی افراد آنرا به قانون و اصول بسط می دادند. " لائو دان" بعد از بررسی تغییرات طبیعت و روابط بین انسان معنایی جدید به " دائو" داد. وی معتقد بود که " دائو" واقعی ترین و مشخصترین شی است که منبع اصلی یدایش کلیه اشیأ به حساب می آید.
کتاب" دائو ده جینگ" پر از نظرات دیالکتیک ساده است و جالبترین قسمت در اندیشه فلسفه " لائو زی" است. وی می گفت که اشیأ وابسته به یکدیگرند و ارتباطاتی با هم دارند.
" لائو تسی" در " دائو ده جینگ" قانون تغییر اشیأ را بیان کرد. وی معتقد بود که خوشبختی و بدبختی می تواند تغییر کند. وی همچنین معتقد بود که تغییر کمی می تواند باعث تغییر کیفی شود. وی همچنین می گفت که از مشکلات نترسید، از کم شروع کنید . حتما می توانید مشکلات را حل کنید و کارهای بزرگی را انجام دهید.
" لائو دان" مخالف جنگ بود. وی می گفت که بعد از جنگ قحطی ناشی از فقدان محصول فرا می رسد .
" لائو دان" جامعه ایده آل را این گونه تشریح می کرد: کشوری بسیار کوچک با جمعیت کم ؛ با وجود داشتن سلاح ها ، اسلحه در این کشور مورد استفاده قرار نمی گیرد. مردم غذای خوب می خورند و لباسهای زیبا می پوشند می توانند کشورهمسایه را ببینند ،اما رفت و آمد ندارند. زندگی اینجا ساده است و استفاده از خط لازم نیست. شاید اکنون این ایده آل منفی و محافظه کارانه است ، اما آرزوی دهقانان آن وقت جامعه ای آرام و با ثبات بوده است .
اندیشه فلسفه " لائو دان" در تاریخ فلسفه چین جایگاه مهمی دارد و اندیشه سیاسی وی در اندیشمندان بعد نیز تاثیرگذار بوده است .
دونا : زيرپل سيدخندان - نبش شقاقي - ساختمان 1000 - بلوك2 - واحد2